خانه > تازه های خودم > امتحانات

امتحانات

سلام خوبید

امتحانات داره شروع می شه مدارس دبیرستان که شروع شده ولی مدارس راهنمایی از ۲۱ دی شروع می شه شاید هفته دیگه همین روز وبلاگ آپدیت کنم اگر نشد بعد از امتحانات یعنی ۳ بهمن آپدیت می کنم


سه تا موضوع باحال توی ادامه مطلب یادتون نره !!!

۱.وقتی یک دختر رو بزور می فرستند مدرسه اینجوری می شه!!!

۲.مطلب باحال در باره مدرسه و ناظم و معلم . ..

۳.مقایسه مدرسه دخترانه قبل و بعد از انقلاب

اینو حتما بخونید !!!!!

مدرسه ما : پايگاه جهنمي

خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس

ديدن مدير از دور : شبهي در تاريك

نمره ئ بيست : افسانه آه

مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري

روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان

شوخي با مدير : بازي با مرگ

امتحان : شايد وقتي ديگر

اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه

روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي

امتحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد

صفر هاي پشت سر هم : برج مينو

اعتراض براي نمره : شليك نهايي

حياط مدرسه : پارک ژوراسيک

زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه

شوراءدبيران : جنگ نفتکشها

ناظم : پليس آهني

ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها

نگاه معلم : بگذار زندگي کنم

خارج از مدرسه : آن سوي آتش

بحث با مدير : فرياد زير آب

شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي

پاي تخته : لبه تيغ

ديكتاتوري معلم : مزد ترس

منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا

اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني

وراجي سر كلاس : مجوز مرگ

آخر كلاس : بهشت پنهان

مبصر كلاس : افعي

بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس

دبيران مدرسه ما : تبعيدي ها

اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم

سايه دبير تربيتي : سايه شوگان

دفتر دبيران : خانه ارواح

نمره ده : شانس زندگي

دستشويي : اطاق گاز

ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي

رفتن به دانشگاه : هدف سخت

دفتر مدير : کلبه وحشت

صاحبان نمره زير ده : سربداران

كيف هاي دانش آموزان : محموله

ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي

سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل

زنگ ادبيات : نان و شعر

دفتر ناظم : محكمه عدالت

حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري

مقایسه مدرسه دخترانه قبل و بعد از انقلاب , جالب

وقتی یک دختر رو بزور می فرستند مدرسه اینجوری می شه!!!

بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور میشه کاری رو که دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه…

خوب در همچین مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته میشه و بالاخره این عقده هایک جایی خودشونو بروز میدن دیگه…

البته این اعمال شنیع عواقبی هم در پی دارند…

تفریح سالم در کوچکترین فرصت حاصله

ـ تفریح با ناظمین زحمتکش مدرسه

اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرین محترمی که شانس عبور از زیر پنجره کلاس  رو داشتند!

خوب بعد از این همه ماجرا آدم باید یک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه دیگه.

اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهیداتت با شکست روبرو میشند و باید به فکر چاره افتاد… ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است…

  1. دسامبر 30, 2008 در t 12:18 ب.ظ | #1

    الموت في غزة

  2. alireza
    ژانویه 13, 2009 در t 4:53 ب.ظ | #2

    داش حال کردم با وبلاگت ایول
    پاسخ
    ممنون علی رضا جان موفق باشی

  3. فوریه 10, 2009 در t 11:46 ق.ظ | #3

    خوب بودبه ماهم سری بزن

  4. ناشناس
    می 17, 2009 در t 11:51 ق.ظ | #4

    بسیار زیبا بودو

  5. سعيده بهشتي
    سپتامبر 15, 2009 در t 2:13 ب.ظ | #5

    بسيار بسيار عالي

  6. سعيده بهشتي
    سپتامبر 15, 2009 در t 3:15 ب.ظ | #6

    عالي بود ممنون

  1. No trackbacks yet.