«درباره الي…» نماينده ايران در اسكار شد

ِـ
هيأت معرفي فيلم برگزيده ايراني به فرهنگستان علوم و هنرهاي سينمايي، فيلم «درباره الي…» ساخته «اصغر فرهادي» را به اتفاق آراء به عنوان نماينده سينماي ايران در هشتاد و دومين مراسم اسكار برگزيد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، اين هيأت با توجه به شايستگيهاي فيلم آخر اصغر فرهادي به لحاظ ساختاري، مضموني و تكنيكي و همچنين موفقيت هاي حاصله در سطوح ملي و بين المللي و امكان پخش مناسب در آمريكاي شمالي و به اجمال در تمامي جوانب مورد بررسي، «درباره الي» را به اتفاق آراء براي رقابت در بخش اسكار بهترين فيلم خارجي زبان انتخاب كردند.
كمال تبريزي، ايرج تقيپور، محمد داودي، مرتضي رزاق كريمي، سيد جمال ساداتيان، كيانوش عياري، علي معلم و امير اسفندياري امسال اعضاء هيات معرفي فيلم ايراني اسكار بوده اند.
تاريخ اعلام نامزد هاي اسكار امسال، 13 بهمن 1388 و تاريخ برگزاري مراسم 16 اسفند 1388 تعيين شده است.

rasti apam vaght kardi bia.
byyyyyyyyyyyyyyyyyyyysalam in film saro tah nadasht man ke nafahmidam akharesh chi shod
به چشمان پريرويان اين شهر
به صد اميد مي بستم نگاهي
مگر يك تن از اين ناآشنايان
مرا بخشد به شهر عشق راهي
***
به هر چشمي به اميدي كه اين اوست
نگاه بي قرارم خيره مي ماند
يكي هم، زينهمه نازآفرينان
اميدم را به چشمانم نمي خواند
***
غريبي بودم و گم كرده راهي
مرا با خود به هر سويي كشاندند
شنيدم بارها از رهگذاران
كه زير لب مرا ديوانه خواندند
***
ولي من، چشم اميدم نمي خفت
كه مرغي آشيان گم كرده بودم
زهر بام و دري سر مي كشيدم
به هر بوم و بري پر مي گشودم
***
اميد خسته ام از پاي ننشست
نگاه تشنه ام در جستجو بود
در آن هنگامه ي ديدار و پرهيز
رسيدم عاقبت آن جا كه او بود
***
“دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس”
ز خود بيگانه، از هستي رميده
از اين بي درد مردم، رو نهفته
شرنگ نااميدي ها چشيده
***
دل از بي همزباني ها فسرده
تن از نامهرباني ها فسرده
ز حسرت پاي در دامن كشيده
به خلوت، سر به زير بال برده
***
“دو تنها و دو سرگردان، دو بي كس”
به خلوتگاه جان، با هم نشستند
زبان بي زباني را گشودند
سكوت جاوداني را شكستند
***
مپرسيد، اي سبكباران! مپرسيد
كه اين ديوانه ي از خود به در كيست؟
چه گويم! از كه گويم! با كه گويم!
كه اين ديوانه را از خود خبر نيست
***
به آن لب تشنه مي مانم كه ناگاه
به دريايي درافتد بيكرانه
لبي، از قطره آبي تر نكرده
خورد از موج وحشي تازيانه
***
مپرسيد، اي سبكباران مپرسيد
مرا با عشق او تنها گذاريد
غريق لطف آن دريا نگاهم
مرا تنها به اين دريا سپاريد
سلام با موضوع مهمی آپم بدو بیا[گل]