بایگانی

Archive for the ‘نگاهی به قدیم’ Category

شهردار سئول امیدوارم روزی سئول هم مانند تهران شود

آوریل 3, 2009 3 نظر

شهردار سئول در سال ۱۳۵۴: امیدوارم روزی سئول هم مانند تهران شهر پیشرفته‌ای گردد (!)

undefined

خیابان تهران در سئول

پیش از انقلاب به دنبال مسافرت شهردار وقت تهران به سئول در سال ۱۳۵۴ درجهت همکاری بین دو کشور سنگ بنای دو خیابان بزرگ در پایتخت دو کشور گذاشته شد.خیابانی در تهران با نام سئول و خیابانی در سئول با نام تهران در این قرار داد شهردار سئول آروز می کند این تفاهم باعث گردد تا سئول نیز به مانند تهران شهر پیشرفته ای گردد و این درست در زمانی بوده است که وضعیت اقتصادی مردم کره نابسامان بوده است.نکته جالب آن است که خیابان تهران تنها اسم خارجی در میان خیابان های سئول استحال با گذشت ۳۳ سال خیابان تهران مبدل به اصلی ترین، زیباترین و گرانقیمت ترین خیابان سئول شده است.دفاترصدها شرکت عظیم تجاری ـ صنعتی و دفاتر شرکت های بزرگ بین اللملی از قبیل یاهو و برجهای بلند این خیابان که یک سرمایه گذاری بیش از ۱۰۰میلیارددلاری را به خود جذب کرده است در این خیابان قرار دارد و این در حالی است که خیابان سئول در تهران تنها اتوبانی به خود دیده است.اینک این دو خیابان جلوه معنی داری به داستان توسعه یافتگی این دو شهر و کشور بخشیده است. معنایی که برای ما ایرانیان بسیار درد آور و قابل تامل است . و جالب آنکه رویایی کره ای ها برای تبدیل به ایران توسعه یافته با گذشت سی و چند سال برعکس شده است و تبدیل به رویای ایرانیان برای رسیدن به کره شده است.
در یک مقایسه تطبیقی سرعت عمل و پیشرفت کره و ایران را در جهت توسعه یافتگی با مشاهده سرنوشت دو خیابان سئول در ایران و خیابان تهران در کره می توان به وضوح دید.

فرح پهلوي هنر پیشه میشود

ژانویه 11, 2009 9 نظر

undefined

در اين گزارش كه با عنوان “شورشي و شهبانو” و به قلم جفري مك ناب انتشار يافته، آمده است كه فرح پهلوي، ممكن است به شكلي دور از انتظار يكي از ستارگان فستيوال فيلم ساندنس باشدكه در ماه ژانويه در آمريكا برگزار مي شود. در اين گزارش آمده است كه فرح پهلوي پس از اصرار زياد، با درخواست هاي مكرر اين روزنامه براي گفتگو پيرامون فيلم مستندي در باره خود موافقت كرده است.

اين فيلم به كارگرداني ناهيد پرسون تهيه شده كه از كمونيست هاي سابق ايران است كه در سال هاي نو جواني خود براي سرنگوني حكومت شاه مبارزه مي كرد.

ايندپندنت مي نويسد كه قاعدتا بايد انتظار داشت اين دو زن – يعني همسر يك پادشاه سابق و يك انقلابي سابق – از يكديگر متنفر باشند اما در واقع، اين دو وقتي با يكديگر روبرو شدند دريافتند كه وجوه مشترك آنان به مراتب بيش از آن است كه تصور مي كردند.

فرح پهلوي در مصاحبه با گزارشگر اينديپندنت گفته است كه “ناهيد پرسون يك ايراني و يك زن است و اگرچه مي دانستم كه ديدگاه سياسي او با من تفاوت دارد، فكر كردم كه لازم است در مقطعي با يكديگر گفتگو كنيم و اختلاف و تلخكامي خود را براي ابد نگاه نداريم و به همين دليل بود كه دعوت او براي شركت در اين فيلم را پذيرفتم.”

ايندپندنت مي نويسد كه فرح پهلوي در سال 1979 همراه با همسرش از ايران خارج شد و براي بسياري از مخالفان حكومت سلطنتي سابق، نماد رژيمي متهم به نقض حقوق بشر و سركوب آزادي بيان است در حاليكه براي هوادارانش، حلقه ارتباط با نظامي محسوب مي شود كه اميد دارند بار ديگر به ايران بازگردد.

به نوشته اين روزنامه، در بخش هايي از فيلم، كارگردان از فرح پهلوي تصويري شبيه به يك نوعي ماري آنتوانت معاصر ترسيم مي كند و عكس ها و فيلم هاي مربوط به تاجگذاري را در كنار فيلم هاي خبري راجع به تبعيد اجباري به خارج و تظاهرات خياباني و به آتش كشيدن تصاوير ملكه سابق ايران قرار مي دهد تا به اين ترتيب، تغييرات شگفت در زندگي ستاره فيلم را به تصوير بكشد.

در ادامه اين مطلب آمده است كه فرح پهلوي مي دانست كه به محض موافقت با شركت در فيلم ناهيد پرسون، قادر نخواهد بود چگونگي ارائه تصويري را كه از او ساخته مي شود كنترل كند و خود او مي گويد كه كارگردان دوربين و اختيار تدوين فيلم را در دست داشت.

ترديد اوليه و علاقه متقابل
به نوشته اينديپندنت، فرح پهلوي حتي پس از آغاز فيلمبرداري هم ترديدهايي داشت و در طول اين فيلم، گاه به نظر مي رسد كه مايل است كار را قطع كند و خود در اين مورد مي گويد “پس از همه اين سال ها و فراز و نشيب هاي زندگي و مصاحبه هايي كه داشته ام، بازهم كاملا نسبت به نتيجه فيلم مطمئن نبودم و همانطور كه در فيلم هم ديديد، در يك مرحله خسته شده بودم و اطمنيان نداشتم كه كار درستي كرده ام اما بعد تصميم گرفتم به كار ادامه دهم زيرا، در نهايت، من براي بيست سال ملكه كشورم بودم و هرچند سي سال را در خارج زندگي كرده ام، هنوز هم احساسم براي كشورم برجاست.”

فرح پهلوي همچنان به خاطرات همسرش وفادار است

فرح پهلوي مي دانست كه ناهيد پرسون به شدت با رژيم شاه مخالف بود اما مي گويد كه كارگردان در زمان انقلاب تنها يك نوجوان بود و مي افزايد كه پرسون “از يك خانواده بسيار فقير است و جوانان در آن سن و سال، معتقد بودند كه كمونيسم به آنان خوشبختي و برابري مي دهد و به همين دليل من هنوز هم نسبت به جوانان در ايران احساس همدردي مي كنم.”

اينديپندنت مي افزايد كه فرح پهلوي همچنان به خاطره همسرش وفادار است و در نظر ندارد براي آنچه كه برخي زياده روي هاي رژيم شاه دانسته اند عذرخواهي كند اما در اين فيلم، ناهيد پرسون مردي را نشان مي دهد كه در زندان هاي زمان شاه شكنجه شده بود و مي گويد “اگر كساني كه فرياد زنده باد فرح سر داده اند واقعيت را بدانند، چنين شعاري نخواهند داد.”

كارگردان فيلم همچنين مصاحبه مطبوعاتي ملكه سابق ايران در برلين را در فيلم گنجانده است كه مي پذيرد كه در زمان شاه، در ايران فقر وجود داشت و مي گويد كه “زندگي در ايران آن زمان بي عيب و نقص نبود”.

نويسنده گزارش اينديپندنت مي نويسد كه آنچه كه فيلم “ملكه و من” را به اثري تاثير گذار تبديل مي كند دوستي غير متعارفي است كه در جريان ساخت آن، بين اين دو زن فيلم شكل مي گيرد، و هرچند فيلم ساز نگران آن بود كه تحت تاثير حسن سلوك فرح پهلوي قرار گيرد و در مقابل، فرح پهلوي نيز مي دانست كه اين فيلم به سادگي مي توانست به يك وسيله تخريبي مبدل شود، اما هر دو نفر بر سوء ظن متقابل خود غلبه مي كنند و هنگامي كه رو در رو قرار مي گيرند، نمي توانند از احساس علاقه متقابل بگريزند.

پرسون در جريان ساخت فيلم دريافت كه فرح پهلوي از آثار قبلي او (از جمله مستندهايي مانند “خودفروشي در پشت حجاب” و “يك مرد – چهار زن”) آگاه است و مي گويد “زماني كه او [فرح پهلوي] را ملاقات كردم، ديدم كه او هم يك فرد عادي است.”

فرح پهلوي خود نسبت به ديدگاه هاي متضاد نگرشي فيلسوفانه دارد و مي گويد “بايد به نظرات هم وطنانم گوش بدهم و نمي توانم از طرف آنان اظهار نظر كنم” و مي افزايد كه از شخصي پرسيدند رمز موفقيت چيست و او گفت كه رمز موفقيت را نمي داند اما رمز شكست اين است كه بكوشيم رضايت همه را به دست آوريم.

فرح پهلوي مي گويد در نظر ندارد براي ديدن اين فيلم در فستيوال ساندنس حضور يابد و توضيح مي دهد كه “اين فيلم ناهيد است و واقعا فكر نمي كنم كه مناسب باشد در اين فستيوال ها حضور يابم اما براي ناهيد آرزوي موفقيت دارم.”

ناصرالدین شاه زیر دست آرایشگر

ژانویه 11, 2009 1 comment

undefined
ناصرالدین شاه زیر دست آرایشگر دربار عکسی از آنتوان خان
نمایشگاهی که در “موزه فرهنگ‌های جهان” فرانکفورت تحت عنوان “تصاویر شرق در عکس و نقاشی از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۸۰” برگزار شده، حاوی نزدیک صد اثر از یک پدر و پسر است که ایران را موطن خود ساخته بودند.

آنتوان سوروگین (۱۸۴۰ تا ۱۹۳۳) پرکارترین عکاس حرفه‌ای اواخر دوران قاجار بود و پسرش آندره سوروگین معروف به درویش خان (۱۸۹۴ – ۱۹۹۶) نقاش برجسته‌ی مینیاتور. نسب آنها به یک خانواده‌ی دیپلمات بافرهنگ روس می‌رسید. هر دو به فرهنگ و هنر ایران عشق می‌ورزیدند و در راه شکوفایی آن خدماتی شایسته انجام دادند.

آنتوان سوروگین حدود سال ۱۸۴۰ در سفارت روسیه در تهران به دنیا آمد. خانواده او را به گرجستان فرستاد. او پس از پایان تحصیلات نقاشی در تفلیس، یک دوره عکاسی گذراند. سپس به کشور زادگاه خود ایران برگشت و تمام ذوق و مهارت خود را با خود به این سرزمین آورد.