
در اين گزارش كه با عنوان “شورشي و شهبانو” و به قلم جفري مك ناب انتشار يافته، آمده است كه فرح پهلوي، ممكن است به شكلي دور از انتظار يكي از ستارگان فستيوال فيلم ساندنس باشدكه در ماه ژانويه در آمريكا برگزار مي شود. در اين گزارش آمده است كه فرح پهلوي پس از اصرار زياد، با درخواست هاي مكرر اين روزنامه براي گفتگو پيرامون فيلم مستندي در باره خود موافقت كرده است.
اين فيلم به كارگرداني ناهيد پرسون تهيه شده كه از كمونيست هاي سابق ايران است كه در سال هاي نو جواني خود براي سرنگوني حكومت شاه مبارزه مي كرد.
ايندپندنت مي نويسد كه قاعدتا بايد انتظار داشت اين دو زن – يعني همسر يك پادشاه سابق و يك انقلابي سابق – از يكديگر متنفر باشند اما در واقع، اين دو وقتي با يكديگر روبرو شدند دريافتند كه وجوه مشترك آنان به مراتب بيش از آن است كه تصور مي كردند.
فرح پهلوي در مصاحبه با گزارشگر اينديپندنت گفته است كه “ناهيد پرسون يك ايراني و يك زن است و اگرچه مي دانستم كه ديدگاه سياسي او با من تفاوت دارد، فكر كردم كه لازم است در مقطعي با يكديگر گفتگو كنيم و اختلاف و تلخكامي خود را براي ابد نگاه نداريم و به همين دليل بود كه دعوت او براي شركت در اين فيلم را پذيرفتم.”
ايندپندنت مي نويسد كه فرح پهلوي در سال 1979 همراه با همسرش از ايران خارج شد و براي بسياري از مخالفان حكومت سلطنتي سابق، نماد رژيمي متهم به نقض حقوق بشر و سركوب آزادي بيان است در حاليكه براي هوادارانش، حلقه ارتباط با نظامي محسوب مي شود كه اميد دارند بار ديگر به ايران بازگردد.
به نوشته اين روزنامه، در بخش هايي از فيلم، كارگردان از فرح پهلوي تصويري شبيه به يك نوعي ماري آنتوانت معاصر ترسيم مي كند و عكس ها و فيلم هاي مربوط به تاجگذاري را در كنار فيلم هاي خبري راجع به تبعيد اجباري به خارج و تظاهرات خياباني و به آتش كشيدن تصاوير ملكه سابق ايران قرار مي دهد تا به اين ترتيب، تغييرات شگفت در زندگي ستاره فيلم را به تصوير بكشد.
در ادامه اين مطلب آمده است كه فرح پهلوي مي دانست كه به محض موافقت با شركت در فيلم ناهيد پرسون، قادر نخواهد بود چگونگي ارائه تصويري را كه از او ساخته مي شود كنترل كند و خود او مي گويد كه كارگردان دوربين و اختيار تدوين فيلم را در دست داشت.
ترديد اوليه و علاقه متقابل
به نوشته اينديپندنت، فرح پهلوي حتي پس از آغاز فيلمبرداري هم ترديدهايي داشت و در طول اين فيلم، گاه به نظر مي رسد كه مايل است كار را قطع كند و خود در اين مورد مي گويد “پس از همه اين سال ها و فراز و نشيب هاي زندگي و مصاحبه هايي كه داشته ام، بازهم كاملا نسبت به نتيجه فيلم مطمئن نبودم و همانطور كه در فيلم هم ديديد، در يك مرحله خسته شده بودم و اطمنيان نداشتم كه كار درستي كرده ام اما بعد تصميم گرفتم به كار ادامه دهم زيرا، در نهايت، من براي بيست سال ملكه كشورم بودم و هرچند سي سال را در خارج زندگي كرده ام، هنوز هم احساسم براي كشورم برجاست.”
فرح پهلوي همچنان به خاطرات همسرش وفادار است
فرح پهلوي مي دانست كه ناهيد پرسون به شدت با رژيم شاه مخالف بود اما مي گويد كه كارگردان در زمان انقلاب تنها يك نوجوان بود و مي افزايد كه پرسون “از يك خانواده بسيار فقير است و جوانان در آن سن و سال، معتقد بودند كه كمونيسم به آنان خوشبختي و برابري مي دهد و به همين دليل من هنوز هم نسبت به جوانان در ايران احساس همدردي مي كنم.”
اينديپندنت مي افزايد كه فرح پهلوي همچنان به خاطره همسرش وفادار است و در نظر ندارد براي آنچه كه برخي زياده روي هاي رژيم شاه دانسته اند عذرخواهي كند اما در اين فيلم، ناهيد پرسون مردي را نشان مي دهد كه در زندان هاي زمان شاه شكنجه شده بود و مي گويد “اگر كساني كه فرياد زنده باد فرح سر داده اند واقعيت را بدانند، چنين شعاري نخواهند داد.”
كارگردان فيلم همچنين مصاحبه مطبوعاتي ملكه سابق ايران در برلين را در فيلم گنجانده است كه مي پذيرد كه در زمان شاه، در ايران فقر وجود داشت و مي گويد كه “زندگي در ايران آن زمان بي عيب و نقص نبود”.
نويسنده گزارش اينديپندنت مي نويسد كه آنچه كه فيلم “ملكه و من” را به اثري تاثير گذار تبديل مي كند دوستي غير متعارفي است كه در جريان ساخت آن، بين اين دو زن فيلم شكل مي گيرد، و هرچند فيلم ساز نگران آن بود كه تحت تاثير حسن سلوك فرح پهلوي قرار گيرد و در مقابل، فرح پهلوي نيز مي دانست كه اين فيلم به سادگي مي توانست به يك وسيله تخريبي مبدل شود، اما هر دو نفر بر سوء ظن متقابل خود غلبه مي كنند و هنگامي كه رو در رو قرار مي گيرند، نمي توانند از احساس علاقه متقابل بگريزند.
پرسون در جريان ساخت فيلم دريافت كه فرح پهلوي از آثار قبلي او (از جمله مستندهايي مانند “خودفروشي در پشت حجاب” و “يك مرد – چهار زن”) آگاه است و مي گويد “زماني كه او [فرح پهلوي] را ملاقات كردم، ديدم كه او هم يك فرد عادي است.”
فرح پهلوي خود نسبت به ديدگاه هاي متضاد نگرشي فيلسوفانه دارد و مي گويد “بايد به نظرات هم وطنانم گوش بدهم و نمي توانم از طرف آنان اظهار نظر كنم” و مي افزايد كه از شخصي پرسيدند رمز موفقيت چيست و او گفت كه رمز موفقيت را نمي داند اما رمز شكست اين است كه بكوشيم رضايت همه را به دست آوريم.
فرح پهلوي مي گويد در نظر ندارد براي ديدن اين فيلم در فستيوال ساندنس حضور يابد و توضيح مي دهد كه “اين فيلم ناهيد است و واقعا فكر نمي كنم كه مناسب باشد در اين فستيوال ها حضور يابم اما براي ناهيد آرزوي موفقيت دارم.”